نفسای آخر تابستون

خرید بک لینک
با ی شدت خیلی زیادی دارم بودی پاییز رو حس میکنم . دیشب خیلی زیاد دیر خوابیدم و صبح هم دیر پاشدم ، قسمت دوم ی سریال رو تماشا کردم شب باید بریم پارک . دلم میخواد برم فرایزبی و رنج . اما کسی همکاری نمیکنه باهام بیاد و سوار شیم . حالا شاید تنهایی خودم سوار شدم . باید حسابی از انتهای تعطیلاتم استفاده کنم و ی جوری تمومش کنم ک وقتی سوم برمیگردم دانشگاه لبخند روی لام باشه . پارسال ک با ی ترس بزرگی رفتم دانشگاه و ترم یک بی نهایت بدی رو گذروندم . حالا بازم ترم دو خیلی بهتر از ترم یک بود . ولی ترم سه رو باید واقعا جذاب بگرونم و نذارم هیچ کدوم از مشکلات رو خودم تاثیر بذاره ، تاریخ ی کلاسم هنوز مشخص نیست ، چون هنوز استادش معلوم نشده . ولی حتما حتما این ترم رو مدریت میکنم و درسای هر هفته رو همون هفته تموم میکنم و بی نهایت مواظبم ک درسام مثل ترم یک نشه .

برای مدیریتش هم از الان شروع میکنم . از نیم ساعت دیگ تا دوساعت بعدش میخوام درس بخونم و واقعا باید دوساعت مفید مطالعه کنم و فردا هم اگ بشه از صبحش برم سالن مطاله تا عصر مثل زمان کنکورم و همینطور چهارشنبه و پنجشنبه ، برای سه شنبه ی کمی برنامه ی متفاوت تری دارم چون عید هست باید خونه دوستم برم ولی تو اون روزم تو برنامخ ام حتما حتما درس هست . چون دیگ باید تحت نظم درس دربیام .

دونقطه پرانتز :)...

ما را در سایت دونقطه پرانتز :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 9:46

صفحه بندی