جاست فور اینترن ش :))

خرید بک لینک
اون اولین باری ک رفتم بیمارستان واسه خودم...همون باری ک بستری شدم و اینا...ی اینترنی اونجا بود ، کلا من خیلی ازش خوشم اومده بود ... اینترن داخلی بود ... بعد خیلی زیاد میومد بالا سر من چون من بهش مربوط بودم ،حتی کتاب بیوشمی رو هم اون ازم گرفت و بهم گفت دیگ درس نباید بخونم امشب :)))

بعد من کلا زیادی خوشم اومد ازش...بعد این اینترن هم دوره ی س هم بود دیگ ... من گاه گاهی از س حالش رو میپرسیدم و کلی با ذوق میگفتم : س ... اینترن ش حالش خوبه ؟ چکار میکنه؟بخش عوض نکرده و از این مدل ک هربار س میگفت میگم بهش تو سلام میرسونی و حسابی تو فکرشی...

میدونم شماهم مثل من جدی نمیگیرید اما س اینکار رو میکرد :||| منم نمیدونستم برای همین روز جشن جوان وقتی اینترن ش رو تو دانشگاه بالا دیدم ذوق زده طور پریدم بالا و گفتم ای وااااای اینترن ش ... و رفتم خشال وشال بهش سلام کردم و تاااازه یاد آوری کردم من کیم :||| دیدم بنده خدا سرشو انداخت پایین و رفت :||||||

حالا من رفته بودم بیمارستان باز تا آزمایش بدم و یسری کارا رو انجام بدم برای قبل عملم . زنگ زدم س بیاد پیشم و طبق معمول گفتم : س .. اینترن ش کو؟؟ گفت تو بخش جراحیه الان میگم بیاد ... گوشیش رو برداشت زنگ زد ب اینترن ش و گفت سلام خوبی دکتر ...بیا اورژانس خانم لبخند اومده سراغتو میگیره ...

شاید باورش براتون سخت باشه اما گفتم س الکی میگ و حتی اگ راست بگ اون نمیاد . اما هم س راست گفت ، هم اینترن ش اومد :||||| بعد من سلام کردم ... قشنگ میخواستم س رو بزنم ... مخصوصا وقتی میگفت من همه حرفاتو گفتم بهش :|||من گفتم همه حرفام شوخی بود و چون نذاشتن بیوشیمی بخونم خیلی برام مهربون اومدن...منظوری نداشتم...اما س گفت اقا دکتر اما منظوری داشتن ک من منتقل نمیکردم...چون درس داشتی :|||||

هیچی دیگ همین مدل مات طور س رو نگاه کردم دست ن.ه رو گرفتم رفتم سونوگرافیمو بدم...ب س هم پیام دادم بقیه آزمایش ها رو شهر خودم انجام میدم...بعدم ک اومد خدافظی کنیم تا من دوباره ترم دیگ ببینمش گفتم من جدا شوخی میکردم ... چرا بهش گفتی ... گفت اول اون سراغت رو گرفت ... منم گفت اتفاقا سلام رسونده...اما دیدم زیادی پیگیره و اینا بهش میگفتم ... اما اون میدونست تو شوخی میکنی . چون بهش میگفتم ب تو نمیگم حرفاشو ... ولی لبخند کنارهم خوب میشیدااا :|||

س کلا نقش مادری داشت برام...اما هیچ موقع حس نمیکردم تا این حد در نقشش فرو بره ک بخواد شوهرم بده...حالا بشینبم ب دعا این اینترن ش نیاد شهر ما دنبال من :))))

فکر کنم تا وقتی تک تک هم دوره های س فارغ التحصیل نشن من دیگ نرم بیمارستان...

دونقطه پرانتز :)...

ما را در سایت دونقطه پرانتز :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 23:07

صفحه بندی